چرا ازدواج نميكنيد؟

تـا حالا شــده از يـك جوون دم بخت (فـرقىنمى كنه پسـر يـا دختر ) اين سؤال رو بپرسيد: چرا ازدواج نمىكنيد؟ !

خب ، اگر جوابتـون مثبته ، حتماً از خيلى ها شنيديد كه مى گن ::» بابا ما .«آه نداريم با ناله سودا كنيم پـولمـون كـجـاسـت كـه بــريــم زن بگيريم !تازه مگه با حقوق ۱۵۰تومنى كسى به ما زن مى ده ! از اون طرف هم حتماً شنيديد كـه مى گـن :وا !مگه دختـر اكـرم خانوم و نديدى كه يك سرويس ۲ميليون تومنى خريده !تـوقع نداريد كه ما با سرويـس ۵۰۰ تومنى !ازدواج كنيم ؟ بعدش هم با هزار تا آه و ناله و تأس مى گن :ما هم كـه شانس نـداريـم يـه خـواستـگـار پولدار بياد و هى ى ى !!!

***

هرگاه بـه جـوانى گفته مـى شـود : فـوراً و بى درنگ ، مسألـه «ازدواج كن » را پيـش مى كشد و «مشكلات ازدواج » اولين مشكلى كه مطرح مى كند، مشكل است و بعـد هـم «مالى و اقـتـصـادى » مشكـلات ديـگـرى را ردي مى كـنـد . حـقـيـقـت هــم ايــن اسـت كــه واقـعـاً مشكلات فـراوانى سر راه ازدواج وجود دارد كه نمى شود آنها را ناديده گرفت و از كنارش بى اعتنا گذشت .

*مشكلات ، حقيقي يـا ساختگى ؟

افـسـوس كه جامـعـه مـا هـنـوز از اسلام ناب مـحـمـدى فـاصـلـه زيـادى دارد .اگر در ازدواج و انتخاب همسر، اسلام معـيـار و مـلاك بـود، اكثـر ايـن مـشـكـلات وجـود نـداشـت .امـاكـدام اسلام ؛ اسلام ناب محمدى ، يا اسلام آمريكايى ؟ مگر نـخـوانده و نشنيده ايـم كـه : پيامبر بزرگوار (ص)در يك جلسه و در عـرض چند دقـيـقـه ، تمـام مراحل يـك ازدواج را از قبيل خـواستگارى ، تعييـن مـهـريـه ، خــوانـدن عـقـد و ...اجـرا مى فرمودند و دست زن و شوهر را به هم داده و روانه منزلشان مى كردند؟ اينها كه افسانه نيست ، معجزه هم نيست . ازدواج قسمت عمده اين مشكلات ، حقيقتاً جـزء مـشــكــلات ازدواج نـيـســت .اگــر زندگى ها بر مبناى اسلام و فطـرت انسانى استـوار بـود، اين مـشـكـل وجـود خـارجى نداشت يا بسيار اندك بـود و كمتر جـوانى پيدا مى شد كه به اين خاطر نـتـواند ازدواج كند .

* اما راه حل چيست ؟ به هر حال مشكلات و موانع ازدواج در حال حاضر در جامعـه مـا وجـود دارد و جامعه مـا آن را به وجود آورده است و بايـد براى حل آن چاره اى انديشيد .

۱ـ امدادهاى الهى خـداوند و پيامـبـر (ص)اسـلام ، در اين بـاره نويـدهـا و وعده هـاى اميـدبـخـش فراوانى داده اند كه به خوبى مى توانند براى جوانـان پشتوانه اميـدوار كننده و اطميـنـان بخش باشند .براى جوانى ، كه قصد ازدواج دارند و مشكلات اقتصادى را مانع راه خود مى بيـنـد، هيچ پـشـتـوانه اى بـه انـدازه اين وعده ها، نمى تواند اميدبخش و دلگرم كننده باشد . «اتـخـذوا الاهل ، فـانـه ارزق لـكـم » همسر بگيريد، كه به يقين رزق شما را زياد مى كند .

۲ـ تسهيلات و مزاياى شغلى در بسيارى از مؤسسات و شغل ها و ادارات و ارگان هـا و ...به كـارمنـدان و كارگـران متأهـل تسهيـلات و امكانـات و مـزايايـى مى دهـنـد كه بـه غيـر مـتأهـل ها نمى دهند .مثلا معلمان و فرهنگيان زمانى كـه مـتأهـل مـى شـوند، از زمـيـن و وام و مزايـاى ديگرى بـهره منـد مى شونـد كه در بهـبود وضع اقـتصادى شان تـأثير فـراوانى دارد .

۳- افق هاى جديد ! در پرتو ازدواج » افق هاى جديدى «به روى انسان باز مى شود كه پيش از آن وجود نـداشــت ؛ زيــرا انـســان در اثــر ازدواج ، احساس مسئوليت بيشترى مى كند و خود را مسئول اداره زندگى جديد و تأمين معاش و حفظ آبروى خانواده مى بيند، بنابراين تمام ابتكار و استعدادهاى نهفته و پنهانى خود را به كار مى گيرد، لياقت هايى كه تا آن وقت از آنـهـا خبـر نـداشـت سـر بـر مـى آورنـد و اتكايش به خداوند بيشتر مى شود .

 چه فراوان ديده ايم ، افرادى را كه بعد از ازدواج شخصيتى تازه پيدا كرده و انسان جديدى شده اند و سيرشان در تمامى امور، سرعت بيشترى به خود گرفته است .

۴- كسب اعتبار و آبروى بيشتر در جامعه در جامعه مـعـمـولا بـراى متأهـل هـا بيشتر از مجردها اعتبـار قايلند .بانك ها و صندوق هايى كه وام مى دهند و كاسب هـا و بنگاه هايى كه اجناس قسطى مى فروشند به متأهل ها بيشتر اعتماد مى كنند .

۵ـ وام هاى مخصوص ازدواج بـايـد صـنـدوق هـاى قــرض الحـسـنـه مخصوص ازدواج و وام هاى بانكى براى اين امر در همـه جـا تأسيس شـود .حتى خـود جوانـان و اهالى هر محلـه ، مـى تـواننـد بـا كمك هم چنين كارى را انجام دهند كه البته مسجدها و پايگاه هاى بـسـيـج ، جاى مناسبى براى اين كار است .

۶ـ كم كردن تشريفات و خرج هاى اضافى اكثر تشريفات كه در مورد ازدواج وجـود دارد، خـلاف اسـلام ، عـقـل و فطـرت انسانـى اسـت .بـاز بايـد ابـراز تأس كنيم از اينكه جامعه ما اينقدر در عادات و آداب و رسوم جاهليت فرورفته است . چـرا ما كـه ادعـاى تـديـن و تمـدن مى كنيم و خود را پيرو اسلام مى دانيم ، اينقدر از اسلام و تمدن و فرهنگ عالى اسلامـى دور افتاده ايم ؟ مهريـه هـا هـر روز بالاتـر مى رود، جهيزيه ها بيشـتـر مى شـود، خـرج ها افـزايش مـى يـابـد، تـشـريـفـات زيـاد مـى شـود، چـشـم و هم چشمـى زيادتر مى شـود، حرص و حسدها شدت مى گيرد و ...خدايا، ما را چه شده است ؟

***

با تشکر از sobhesadegh.ir

/ 5 نظر / 14 بازدید
نوشین17

سلام منم با اين موارد تا حدود زيادی موافقم اما در عمل موردی رو سراغ دارم که نه تنها حقوقش خيلی خیلی کمتر از ۱۵۰ تومن هست بلکه مدت زيادی برای پیدا کردن کارمناسب تلاش کرده ولی موفق نشده که فقط بتونه ازدواج کنه طرفشم آدم خیلی کم توقعی هست مشکلشم فقط همين کار هست منم ميگم ايشون يه مقداری ريسک کنه ودل رو بزنه به دريا اما پيش خودم که فکر ميکنم می بينم با اين اوضاع دهشتناک اقتصادی چند وقت بعد ميخواد چه کار کنه با اون درآمد کمش

هموطن

اين مواردي كه گفتين فقط در حد شعاره خود شما نميدونين تو جامعه ما چه خبره؟ يا خودتونو زدين به اون راه براي امثال شما كه تعدادتون خيلي كمه واقعا متاسفم .....

Lord

داداش ما تا لب چشمه هم رفتيم! گفتن نچ ... ديگه عمرا (:

نازى خانم !

همه اين موارد را كه بى خيال شويم مسئله مهمتر اينه كه اصلا مورد اكثرا خوب و مناسب با توجه به انواع مختلف اقشار، براى دختران و افزونى جمعيت آنها نسبت به آقايان وجود ندارد آنوقت است كه مسئله اقتصادى و مشكلات آن در مقابل يافتن همسرى مناسب ، مشكلىاندك مى شود براى مثال من با اينكه تحصيلكرده و با توقعات مناسب و واقع بينانه اى هستم تا كنون موفق به يافتن همسر مناسب مطابق با افكار و قشر خودم نشده ام تا برسد به اينكه به مشكلات اقتصادى آن فكر كنم (البته مى دانم كه مشكلات اقتصادى هم كمتر از رد شدن از هفت خان رستم نيست !) وقتى اين همه مشكلات و تفاوت سرسام آور طبقاتى و اقشار را درجامعه مى بينى بى خيال ازدواج مى شى ! و ترجيح مى دهى كه در محيط راحت و آسوده خانواده خود باشى تا با كسى كه زياد نمى شناسيش و باهاش خيلى اختلاف دارى و بايد اونو تحمل كنى و با غر غر اون و نداشتن ها بسازى ، به خانه بخت نرى ! ترجيح مىدهى مجرد بمانى تا اينكه بعداً تلف شوى زيرا كه بدبختى رافقط به خاطر اينكه مردم اسم مجرد را بر تو نخوانند ، نمى خواهى !